مرا در چشمانت فراهم آر ، من تازه متولد شده ام //// اكتاويو پاز شب بو (ایلشن جلاسی)

شعر امروز دیار بیستون

۱۳۸۳/٦/٥
 

 

آی عشق چهره ی سرخت پيدا نيست!

 

سلام به همه ي شما دوستان عزيز! اين هفته با چند خبر و چند رباعي

مهمان شما هستم .تا بعد

چه پيش آيد!

 

چندي ست كه شاهد وبلاگ هاي جديد همشهري هاي عزيز هستيم!

اين هفته سه تن از دوستان شاعر را كه به اين دنياي مجازي پيوسته اند به

شما معرفي مي كنم

حتما به همه سر بزنيد كه حرف هايي زيادي براي گفتن دارند.

 

« حامد شاهين مهر» از شاعران خوب كرمانشاهي است

كه با وبلاگ « وود لند » به جمع وب وبلاگی ها پيوسته

« جليل الياسي » هم از شاعران و مترجمان خوب هم استاني

است كه در وب « ژيلوان »  منتظر شما ست

و بالاخره خانم« مريم رحماني » هم با وب

« رنج نازك يك ساز» 

مهمان شما خواهد بود.

 

اين هفته هوس كردم چند رباعي برايتان بنويسم يا علي!

 

 

 

من از نگهت بهانه اي خواهم ساخت

راهي به دل كرانه اي خواهم ساخت

يارا اگر اين عمر گذارد از تو

منظومه ي عاشقانه اي خواهم ساخت

بابك دولتي

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

آن آبي كه پشت سر ما مي ريخت

اي كاش كمي به پاي گلها مي ريخت

صحرا دارد ز تشنگي مي ميرد

باران آنجا به روي دريا مي ريخت

بيژن ارژن

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

بالي نزديم ، ما فقط زار زديم

هي چرخ در اين قبه ي دوار زديم

دنيا مثل ستاره اي دور گذشت

تنها من و تو پكي به سيگار زديم

ايلشن جلاسي

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

رفتند و مرا دوباره عاشق كردند

ديريست به دنبال غزل مي گردند

حالا همه شب كنار اين پنجره ام

امشب به دلم شده كه بر مي گردند

جليل الياسي

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

از ياد نبرده ام سلامم كردي

نا خواسته خواب را حرامم كردي

تا نام تو را به شعر خود جا دادم

انگشت نماي خاص و عامم كردي

پرويز بابايي

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

ما مثل دو بال يك كبوتر بوديم

چون شاخه ي سبز يك صنوبر بوديم

هر چند جدا شديم از همديگر

اي كاش كه خواهر و برادر بوديم

رضا حساس

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

       

                                             تا بعد!

ایلشن جلاسی

[ خانه | خانه ی من | نامه های من ]