مرا در چشمانت فراهم آر ، من تازه متولد شده ام //// اكتاويو پاز شب بو (ایلشن جلاسی)

شعر امروز دیار بیستون

۱۳۸٤/۱/٢٠
 

 

وافريادا ز عشق!، وافريادا!         کارم به يکي طرفه نگار افتادا

      گرداد من شکسته دادا،دادا           ورنه من و عشق هرچه بادا،بادا...

 

'"Paolo

 

باز هم سلام به شما ياران هميشگي و پوزش بابت دير به روز کردن هاي

هميشگي من! اخيرا دوکتاب از دو شاعر خوب ايلامي که هر دو معرف حضور

هستند به دستم رسيد که اين هفته مرا واداشت که دو شعر از اين دو

مجموعه برايتان بنويسم .دوستان خوبم که هر دو صاحب وبلاگ هايي

هستند که نياز به معرفي ندارد «جليل صفر بيگي» و «حسين شکر بيگي».

چند شعر از اين دو عزيز را زمزمه مي کنيم !

-------------------------------------

 

ـ يعني

همينقدر زيبايي

براي دوستت دارم کافي ست

ـ بريز

بريز در آينه

مي خواهم بيشتر باشم.

 

---------------------------------------

خاک ريشه در درختان دارد

اگر

درختان

ميوه هاشان

طعم تلخ خاک مي دهد

و سقف آسمان

پايين

آمده

اگر پرندگان

بالشان

به تهمت خاک آلوده است

بايد فکري کرد

بايد فکري کرد

و گرنه آسمان خوراک خاک خواهد شد

حسين شکر بيگي مجموعه ي «نيمي از صورتت را عاشقم »انتشرات«فراگاه» بهار ۸۳

 

'"Vue

 

-------------------------------------------------------

شب ريخته روي وحشي موهايت

پنهان شده ماه پشت ابروهايت

باران زده خيس خيس خيس است تنت

در باغ وزيده عطر ليموهايت

-----------------------------

شب آمده روي باورم روييده

بر روي تمام پيکرم روييده

يک حفره که ناگهان دهان وا کرده

يک هيچ بزرگ در سرم روييده!

----------------------------------

کو آنهمه شادي و زرنگي هايم؟

آن شور و نشاط و شوخ و شنگي هايم

رفتند پرنده هاي نقاشي من

من مانده ام و مداد رنگي هايم...

جليل صفر بيگي «هيچ» مجموعه رباعي انتشارات «هنر سبز» سال ۸۳

 

همه ي دوستان را دعوت به خواندن اين دو مجموعه مينمايم.

 

يا علی!

ایلشن جلاسی

[ خانه | خانه ی من | نامه های من ]