سکوت سرشار از ناگفته

هاست

 

    مارگوت بيگل

 

چشمان تو که از هيجان گريه می کنند 

در من هزار چشم نهان گريه می کنند

هنوز هم باورم نمی شود واقعا نمی دانم چه بگويم فقط تسليت همين! 

 

 

سلام به همه ی ياران قول داده بودم اين هفته از بانوان کرمانشاهی برايتان

مطالبی بنويسم . بانوانی که به حق شايسته اند ولی متاسفانه آن طور که

بايد به حق خويش در شعر امروز ايران نرسيده اند . اين هفته دو ترجمه از 

خانم « مريم صفر زاده » که ترجمه های ايشان را در وب وزين شعر و

ترجمه ی «بچه ها بيرون قرن چندم است» خوانده ايد . همچنين دو غزال از

خانمها « سميه قبادی » و « طاهره رستمی ». خود ، اين شعر ها را به

قضاوت بنشينيد.

 

 After the Recital

 

1-

سرد

مثل برگهای خيس و پريده رنگ سوسنهای دهکده

در سپيده دمان

کنار من آرميده است !

 

 

2-

( در ايستگاه متروک )

 

در ازدحام،

منظره ی اين چهره ها

مثل گلبرگها

روی شاخه ی سياه خيس

 

ازرا پوند

ترجمه : مريم صفر زاده

 

 

 (حبل الوريد)

 

الو سلام . آسمان؟ بهشت؟ منزل خدا؟

و آن طرف فرشته ای جواب ميدهد:« شما؟»

- من از زمين شماره را گرفته ام خدا کجاست؟

و باز هم جواب ميدهد چه مهربان صدا

که دير آمدی ولی خدا سفارش تو را

به عشق و آفتاب داده است و بعد هم به ما

- به او بگو که پلک کوچه هفته هاست می پرد

ولی کسی قدم نمی زند سکوت کوچه را

دلم برای پر زدن دوباره لک زده. زمين

چه نانجيب بال را گرفته از پرنده ها

و قطع شد الو، الو. کسی نبود هيچ کس

دوباره می شود گرفت نه؟! خیال بود يا...

ولی کسی کنار من نجيب و آسمان به دست

کسی که قد او بلند از زمين گرفته تا...

نشسته بود پيش من فقط دو آه فاصله

کسی که مثل هیچ کس نبود جز خود خدا!

 سميه قبادی

 

Danseuse 

 

 

وقتی قفس با آسمان فرقی ندارد

امروز و فردا، بی گمان فرقی ندارد

وقتی غروری نيست تا آتش بگيرد

خاموش يا آتشفشان، فرقی ندارد

اين جا و آنجا هر کجا باشی همين است

هر جا که باشی، آسمان فرقی ندارد

وقتی که اين کشتی ندارد نا خدايی

بی بادبان، با بادبان فرقی ندارد

در ذهن مردم ياسمن بی شاخه زيباست

هيزم شکن يا باغبان فرقی ندارد

وقتی برای مرده بودن زنده هستيم

گهواره با تابوتمان فرقی ندارد!

 

طاهره رستمی

 

 يا علی!

/ 73 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
HY

سلامایلشن خان.ممنون از اينکه سرزديد.شعرها واقعا زیبا بودند. به روزم.تشريف بياوريد.

amin

سلام سلام و سلام ..آقا خسته نباشيد شعرهای خيلی زيبايی رو انتخاب کرده ايد.... الو سلام آسمان..... خيلی زيبا بود.... راستی با تبادل لينک چه طوريد؟ منتظر حضور گرمتون تو وبلاگم هستم.. قربان شما امين

dolatshahi

سلام . هم عکس و هم اشعار بسيار زيباست. ممنون بخاطر لينک . موفق باشيد .

حدیث

گهواره با تابوتمان فرقی ندارد...ندارد...ندارد.....!سلام!

ا-هومت

سلام ؛ خسته نباشيد ؛ شما توی همايش وبلاگ نويس های کرمانشاهی شرکت نمی‌کنين ؟ اگه خواستين اسم بنوسين به آدرسhttp://kermanshahianblogers.persianblog.ir/ مراجعه کنين

همایش وبلاگ نویسان کرمانشاه

سلام .وبلاگ زیبایی داری.نخستين همايش وبلاگ نويس های کرمانشاه سه شنبه ۱۲ خرداد برگزار ميشه.برای اطلاعات بيشتر ميتوني به وب همايش مراجعه و ثبت نام کني.خوشحال ميشيم که از نزديک در همایش با شما آشنا بشيم.موفق باشي

جعفر

سلام.شعر هات خيلی عاليه.فوق العاده است.موفق باشی.ياعلی مدد...

Ehsan

بزرگی ميگويد نيمه ی تو کسی است که احساس می کنی او را از کودکی ات می شناسی . کسی که در هر مو قعيتی باشی بدون او هرگز خوشبختی را احساس نخواهی کرد.وادم هر کسی را بتواند گول بزند دلش را نمی تواند گول بزند. منتظرجواب هستم. پونه.

pourya

ايلشن جان سلام: حالت چطوره؟ خوبی داداش؟ يه سر به وبلاگت زدم به همراه برادرم محمدو ميخواستم شعر های تو رو ببينه. گفتم که از حال و احوالت با خبر بشم.اميدوارم سلامت و شاد باشی. قربانت: پوريا

مهدی جالشکر

سلام < تشکر ایلشن جان ,خواندم و لذت بردم و.....