خو کن به ديدار سايه از پس من که دستان

تو از نفرت بر آيند!

                                                                           نرودا

 

بزرگداشت منزوی با شکوه و در خور برگذار

شد

 مدتی نتواستم به همه ی دوستان سر

بزنم

مرا معذور داريد

 

خبر اين هفته اين كه ((اصغر عظيمی

مهر )) شاعر

 

خوب همشهری ، اخيرا وبلاگی را راه

 

اندازی کرده اند به نام:

 

                      ((کاهن))

به همه ی دوستان پيشنهاد می دهم او را

تنها

نگذارند

اين هفته يكی از كارهاي ايشان را كه لطف

كرده به بنده

 

تقديم كرده اند برايتان می نويسم

 

برای ايلشن!

 

بر شانه اش يك آسمان غم داشت آن مرد،هر شب به ياد عشق خود تنبور ميزد

غير از سياهی هيچ چيزی را نميديد،بر چهره اما صورتك از نور می زد

 

يك بار در طول حياتش عشق ورزيد،شايد برای هفت پشتش عشق كافيست

با عشق خود توحيد را تعريف مي كرد،حرف دلش را هم فقط يك جور می زد

 

در شهر با اشعار خود كولاك می كرد ديد وسيعي داشت آن شاعر ولی حيف

قربانی يك عشق نافرجام می شد،با دست خود بر ساقه اش ساطور می زد

 

در آسمان شعر خود پرواز می كرد حتي ملايك بال شعرش را نچيدند

يك شب كه در شعرش به دنبال خودش بود،آن شب كه اسرافيل هم شيپور می زد

 

در خواب ميديد از ميان آسمانها،اهريمنی او را ز اجدادش جدا كرد

يك زن كه روح مرده اش را باز هم کشت حتی به جسم زنده اش کافور می زد

چشم و چراغ پر فروغ ايل خود بود آن زن که او را کشت هر شب گريه می کرد 

شاعر ميان قبر خود محشور مي شد،خود را به ديوار سياه گور می زد

 

بين يقين و شك هميشه پرسه ميزد،يك شب ميان كوچه ی ترديد گم شد

آن شب شهابی آسمان را در نورديد، نور بنفشی شهر را حاشور می زد

 

می خواستم او را به حال خود گذارم،ديگر سراغ از شعرهای او نگيرم

اما دلم گاهی برايش تنگ ميشد، ما دلم گاهی برايش شور می زد

 

ما مثل دو پرتو ز يك خورشيد بوديم، او نيز هر شب مثل من ديوانه می شد

مردی كه از آشفتگی هايم خبر داشت، مردی كه هر شب با خودش تنبور ميزد...!

 

 

لازم به ذكر است كه نكته های ذكر شده در اين شعر

مربوط به گذشته هاست و چند جا هم اشاره به يكی از

شعر هاي بنده دارد كه هفته ی آينده برايتان خواهم

نوشت((يك شب زنی از آسمانها ، من را ز اجدادم جدا

كرد...))

 

 Le Ravissement de Psyche 1895 Fine Art Print

 

يا علي!

 

  

/ 93 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اميد بختياري(بلاغتي 2)

سلام ايلشن جان..اميدوارم حالت خوب باشه.. عالي بود..منتظر كارهاي جديدتم...با اجازه شما از همينجا به همه بروبچ 108 سلام عرض ميكنم..قربانت يا علي

شقايق افشار

سلام مهربان......چرا نمي نويسي؟من به روزم و منتظر كه بيايي.....آسماني باشي....

ارديبهشت

سلام مهربان.کجایید؟!!!... راستی ما هم به روزیم و منتظر... سبز باشید...

Solh

به گزارش خبرگزاری فارس پرونده استات اویل به وزارت دادگستری امریکا رفت در خصوص اتهام رشوه دهي به پسر رفسنجاني پرونده‌ استات اويل به وزارت دادگستري آمريكا رفت شركت نفتي استات اويل نروژ در بيانيه‌اي اعلام كرد: پرونده اتهام رشوه‌دهي شركت استات اويل به مديران ايراني در وزارت دادگستري آمريكا بررسي مي‌شود. به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از رويترز 9 مردادماه ، " در اين بيانيه آمده است: دادگاه ايالت نيويورك آمريكا پرونده امضاي قرارداد 15 ميليون دلاري با شركت مشاوره ايراني را بررسي خواهد كرد. اين گزارش افزود: بررسي اين پرونده در وزارت دادگستري آمريكا جداي از بررسي پرونده در كميته بورس و اوراق قرضه آمريكا است. بنابراين گزارش، كميته بورس و اوراق قرضه آمريكا نيز به دليل اين كه شركت استات اويل در بازار بورس نيويورك سهام دارد، اقدام به بررسي اين پرونده مي‌كند.

حامد شاهين مهر

سلام ايلشن ديدی عجب ماهيگيری شدم . همينطور تنها ميرم ماهيگيری... نه ... هميشه به يادت هستم ....حامد... .

alireza badia

سلام ايلشن عزيز دوست داشتنی که با آن سکوت زيبايت بلندترين غزل ها را می خوانی.. اما یک سوال : بر شانه ات يک دنيا غم داری ؟

puorya

ايلشن جان سلام: يه سربه وبلاگت زدم ، گفتم حالت رو هم بپرسم.اميدوارم شاد و پيروز باشی. می بينمت. قربانت: پوريا

puorya

rasti esme doroste webloge khanome rah mani ro age toonesti vasam sendkon. inam ye webe jalebe behesh sar bezan (sosoonseeme.persianblog.ir

مونا اکبري ازادي

سلام اقاي جلاسي وب جالبي داريد منتظر غزلها ي بعدي هستيم....